close
تبلیغات در اینترنت

شعر - شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
خرید درخواست عضویت ویژه
هزینه خرید عضویت ویژه ماهانه 500 تومان می باشد .
این قسمت درست ساخت است
شعر - شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

 

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
 فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود
 
دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
 صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود
 
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
 زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
 
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
 آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
 
یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
 اشک شبش به غربت روزش گواه بود
 
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
 عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود
 
هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
 حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود
 
مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
 زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود
 
وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
 عباس را به صورت بابا نگاه بود
 
«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
 رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

 

 

شاعر : استاد سازگار

 

منبع : موسسه مصاف ( masaf.ir )

وب سایت رسمی استاد رائفی پور

 

نظرات کاربران

آخرین نظرات کاربران


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تاریخ : پنجشنبه 18 تير 1394نویسنده : admin
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آمار سایت

افراد آنلاین افراد آنلاین : 1

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 102
بازدید دیروز بازدید دیروز : 226
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز آي پي امروز : 24
آي پي ديروز آي پي ديروز : 37